در ستایش زنجموره....

خرید بک لینک

امکانات وب

اون حرف رو به رئیس زدم اما نباید می زدم...چون انسانی نبود..طبقاتی بود...درسته بی منظور بود...گاهی فکر میکنم بزرگ نشدم...گاهی از دست خودم عصبانی میشم...بخودم میگم فقط تو حرف آدم خوبی هستی و درعمل هیچ...باور کن...اینکه آدم بدونه کجا ، چی باید بگه خیلی مهم ه...و ...چقدر اعصابم خورد شد...هرروز که میگذره بیشتر به یک نتیجه می رسم و اون اینکه بیش از روز قبل به سکوت کردن نیاز دارم. در ستایش زنجموره.......

ما را در سایت در ستایش زنجموره.... دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 163 تاريخ: پنجشنبه 23 شهريور 1396 ساعت: 4:00

قدرت...

این قدرت و قدرت طلبی...

و جنگ قدرت ها...

جز این ه که بشر هرچه میکشه از همین مقوله ست؟

و امان از ریا..

امان...

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم شهریور ۱۳۹۶ساعت 15:55&nbsp توسط آهو |
در ستایش زنجموره.......

ما را در سایت در ستایش زنجموره.... دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 170 تاريخ: پنجشنبه 23 شهريور 1396 ساعت: 4:00

هیچ چیز سختتر از انسان خوب بودن نیست...

باید برم داخل...

نوبت من ه...

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم شهریور ۱۳۹۶ساعت 18:26&nbsp توسط آهو |
در ستایش زنجموره.......

ما را در سایت در ستایش زنجموره.... دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 166 تاريخ: پنجشنبه 23 شهريور 1396 ساعت: 4:00

از ت بدم اومده...دست خودم نیست...توی کتابفروشی غرق قفسه ها بودم که فروشنده که آقای جوانی بود ،نزدیک اومد و گفت کمکی ازمن برمیاد ...اولش مکث کردم نمیخواستم کمک بخوام اما بعد برگشتم طرفش و گفتم ی کتابی میخوام کم حجم که حالم رو بهتر کنه...سکوت کرد و نگاهم میکرد...فکر کنم حالت مضحکی پیدا کرده بودم...گفتم امشب زندگی جنگ و دیگر هیچ رو تمام می کنم و دوست دارم ی کار داستانی کمحجم بخونم ک در ستایش زنجموره.......

ما را در سایت در ستایش زنجموره.... دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 172 تاريخ: پنجشنبه 23 شهريور 1396 ساعت: 4:00

چه شب تاریکی ه امشب...

یاد کتاب هزار و یک شب افتادم...

...

من تورا بر شانه هایم میکشم

یا تو میخوانی به گیسویت مرا

خوب شد دردم دوا شد خوب شد...

دل به عشقت، مبتلا شد خوب شد...

این آهنگ همایون شجریان رو خیلی دوست دارم...

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم شهریور ۱۳۹۶ساعت 23:26&nbsp توسط آهو |
در ستایش زنجموره.......

ما را در سایت در ستایش زنجموره.... دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 176 تاريخ: پنجشنبه 23 شهريور 1396 ساعت: 4:00

عکسی که توی پروفایلم گذاشته بودم رو برداشتم...

حس خوبی دیگه نداشتم...

چه زود پر میشیم...

و چه زود خالی...

زندگی، جنگ و دیگر هیچ داره تمام میشه...

چقدر روحم رو خراش انداخت...

مثل یک سیلی محکم بود...

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم شهریور ۱۳۹۶ساعت 23:56&nbsp توسط آهو |
در ستایش زنجموره.......

ما را در سایت در ستایش زنجموره.... دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 141 تاريخ: پنجشنبه 23 شهريور 1396 ساعت: 4:00

و ورق زدم و بالاخره آخرین صفحه کتاب اومد.ص ۵۳۴...و پایان...بعد ص اول کتاب رو باز کردم و با مداد نوکی که از ابتدای کتاب همراهم بود برای خط کشیدن زیر جملاتی که نیاز داشتم دوباره بخونم، بالای صفحه نوشتم :زندگی، جنگ و دیگر هیچ...کتابی که حیف بود بی خواندش دنیارا ترک می کردم.پایانبیست ودوم یک هزار وسیصد و نود و شش ه.ش۰۱:۰۱و بعد میانه صفحه این رونوشتم :بدون آگاهی نمی توان بدبخ در ستایش زنجموره.......

ما را در سایت در ستایش زنجموره.... دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 163 تاريخ: پنجشنبه 23 شهريور 1396 ساعت: 4:00

یکی از پر فراز ترین پایان های کتاب که در اوج تمام شد و در بهت و شگفتی گذاشتتم

کوری،بود...

از ژوزه ساراماگو...

ی نکته هم هست وقتهایی که خیلی کتاب می خونم کمی تو ارتباطاتم با مردم خنگ میشم...

انگار که دیر لود بشم...

احتمالا بخاطر درگیر فکری ه...

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم شهریور ۱۳۹۶ساعت 9:31&nbsp توسط آهو |
در ستایش زنجموره.......

ما را در سایت در ستایش زنجموره.... دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 174 تاريخ: پنجشنبه 23 شهريور 1396 ساعت: 4:00

اومدم خونه و قیمه ای که دیروز درست کرده بودم روخوردم و خوابیدم..و چه خوابی...توی خواب و بیداری که لذت خواب و رخوت زیر دندونهام بود از بس خسته بودم...امروز دلم از مسئله ای گرفته..میخوام برم بیرون...دوست دارم قدم بزنم...همیشه اونطور که ما دوست داریم، نمی شه...و این واقعیت بی بدیل زندگی ه...غافلگیری و غیر قابل پیش بینی بودن... + نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم شهریور ۱۳۹۶ساع در ستایش زنجموره.......

ما را در سایت در ستایش زنجموره.... دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 165 تاريخ: پنجشنبه 23 شهريور 1396 ساعت: 4:00

سخت نگیر...

فقط کافی ه به جهت دیگرش خو بگیری...

من فکر میکنم که اینطوری بهتر ه...

آره...

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم شهریور ۱۳۹۶ساعت 19:29&nbsp توسط آهو |
در ستایش زنجموره.......

ما را در سایت در ستایش زنجموره.... دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 164 تاريخ: پنجشنبه 23 شهريور 1396 ساعت: 4:00

صفحه بندی